محمد سعيد جانب اللهى
57
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
در الموت جوشاندهء برگ درخت گردو ، دمكردهء گلگاوزبان يا رومانج « 1 » مىخورند ( حميدى و ديگران 1384 : 231 ) . در دليجان عناب را با سپستان و گل بنفشهء دمكرده پس از صاف كرده به مريض مىدهند ( نوبان و ديگران : 234 ) . در كرمان گل زوفا با پرسياوشون و ريش بز و ( پنيرك ) ، گاوزبون ، گيلونى ، گل بنفشه ، عناب و خطمى سفيد دم مىكنند و براى رفع سرماخوردگى مىخورند ( ستوده : 151 ) . در راور بابونهء سفيد ، پرسياوشان ، تخم بالنگو و چارشربتو ( مركب از پرسياوشان ، اكليل الملك ، گل زوپا و عناب ) تجويز مىكنند ( كرباسى راورى : 153 - 154 ) . سرمازدگى در گيلان در مواردى كه انگشتان دست يا پا به خصوص انگشت كوچك پا دچار سرمازدگى ، تورم و خارش شديد مىگردد ، انار ترش را در خاكستر منقل مىپزند و بعد آن را شكافته و با همان گرمى و داغى به محل سرمازده مىبندند ( تائب ، 1366 : 35 ) . در راور از بهدانه استفاده مىشود ( كرباس راورى : 154 ) . درد نيمسر ( ميگرن ، سينوزيت ) در بوشهر مغز بادام تلخ را مىكوبند ، و با كمى آب مخلوط كرده خميرى از آن تهيه مىكنند و آن را در محل درد قرار مىدهند ( افشار سيستانى 1369 : 675 ؛ نيز - جادودرمانى ) . گرمى در بافق كسى كه گرمى دارد ، بايد مقدارى ترنجبين ، گل ختمى سپستان و شيرخشت باهم خيسانده و بخورد ( جانب اللهى ، 1384 : 121 ) . در ميبد گل خواصى ( پنيرك ) درمان خوبى براى گرمى است ( حيدريهزاده : 79 ) . در خراسان چهار عرق مىخورند ، يا آنكه تخم گشنيز و زرشك و عناب را با عرق بيد خيس مىكنند و شب در حياط مىگذارند ، صبح زود آن را در پارچهء نازكى مىريزند ، شيرهاش را مىكشند و به مريض مىدهند ( شكورزاده : 266 ) . در ساوجبلاغ شيرخشت در آب سرد حل مىكنند و براى دفع گرمى مىخورند ( جانب اللهى ، 1372 ، ب : 26 ) .
--> ( 1 ) . rum nj